X
تبلیغات
مسگر شوشتری - تاریخچه کشف نفت در ایران
گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری!!
 

برداشت و فروش قیر که از چشمه های قیر در شرق شوشتر استحصال می شد توسط خانواده هایی از سادات شوشتر که به سادات قیری مشهور بودند انجام می گرفت. صدور قیر که از شوشتر به هندوستان صورت می گرفت، پای انگلیسیهای کنجکاو را به چشمه های قیر شوشتر باز کرد و منتج به خریداری زمینهای نفت خیز از سادات قیری شوشتر و حفر اولین چاه نفت ایران در شوشتر شد. بعدها در این مکان شهر مسجدسلیمان از طریق اسکان عشایر به وجود آمد. به دلیل سیاستهای دولتهای آن زمان (احتمالا به دلیل جلوگیری از ارتباط روحانیت شهر مذهبی شوشتر در صنعت نفت) مردم شوشتر نه تنها زمینهای خود را در مقابل استعمارگران انگلیسی از دست دادند، بلکه از استخدام در صنعت نفت در کنار شهر خود نیز محروم شدند. بدین ترتیب عشایر اسکان یافته ایل بختیاری اغلب به عنوان کارکنان صنعت نفت و شهروندان شوشتری اغلب به عنوان تاجر و بازاری برای کار به حوالی چاه نفت آمدند. تا مدتی این منطقه صنعتی-اداری بین مردم به اداره معروف بود. اما بتدریج با ساکن شدن خانواده ها در اطراف چاه نفت، شهر مسجدسلیمان شکل گرفت. با رشد مسجدسلیمان این منطقه به عنوان یکی از بخشهای شوشتر در تقسیمات کشوری ایران ثبت شد و چند دهه بعد به صورت شهرستانی مستقل از شوشتر درآمد. در زیر بخشی از تاریخ نفت ایران را در مصاحبه با یکی از سادات قیری شوشتر مرور می کنیم:
(منبع: مجله اقتصاد انرژی، تیر ۱۳۸۶، شمره ۹۳)
داستان 100 ساله نفت در کشور ما،با وجود همه آنچه‌ که درباره آن گفته و شنیده شده به رمان بزرگی می‌ماند که هنوز بسیاری‌ از صفحات آن نوشته نشده است.به معنای دیگر درباره سرگذشت نفت‌ در ایران هنوز هم هستند،کسانی که نکات بسیاری برای گفتن دارند، لیکن به دلایل گوناگون نتوانسته‌اند گفتنی‌های خود را برای دیگران نقل‌ کنند.این گروه از افراد،کسانی هستند که نه دستی بر قلم دارند و نه‌ با روزنامه‌نگار و یا پژوهشگری مواجه شده‌اند تا خاطرات نانوشته خود را بیان کنند.
یک از این افراد سید عبد الحسین مطهر 81 ساله از بازماندگان‌ «سادات قیری»شوشتر و از نخستین کارآموزان صنعت نفت در مسجد سلیمان و همکار بازنشسته شرکت نفت پارس است.
*****
ضمن معرفی خودت از نفت و خاطرات آن بگو،سادات قیری‌ که قبل از کشف اولین چاه نفت در ایران،این ماده سیاه‌رنگ را می‌شناختند و از آن بهره‌برداری می‌کردند،چه کسانی بوده‌اند؟

متولد شوشتر هستم؛زمان انگلیسی‌ها به عنوان کارآموز با گذراندن 3 ماه دوره کارآموزی در شرکت نفت ایران و انگلیس استخدام شدم.در آن‌ زمان«مسترپلایر»سرپرست بخش آموزش بود.

چون معدل امتحانات کارآموزی من خوب بود در بخش ابزار دقیق‌ مشغول به کار شدم.قبل از آن نیز گواهینامه ششم ابتدایی را در مسجد سلیمان گرفته بودم،از آن زمان شاهد رشد صنعت نفت بودم.

بعد از مسجد سلیمان به‌تدریج،هفتکل،نفت سفید اهواز،آغاجاری، آبادان،گچساران،پازنان و چند منطقه دیگر به جرگه مناطق نفتی‌ پیوستند.

سادات قیری، خانواده ای از خانواده های خوزستان بودند که در شوشتر زندگی می‌کنند. سابقه نسبی این طایفه،براساس شجره‌نامه‌ای که از قدیم‌ مانده و هنوز در خانواده نگهداری می‌شود،به امام موسی کاظم(ع) می‌رسد.

چرا این خانواده را سادات قیری می‌خواندند؟

موضوع از این قرار است که برخی از اجداد ما در عهد قاجاریه، بازرگان بودند.اینان کالایی را با اسب و استر از شوشتر به اصفهان‌ می‌بردند و در آن شهر با کالاهای دیگر مبادله کرده،منزل به منزل بود،یعنی پس‌ از چند کیلومتر راهپیمایی در مکانی مستقر شده و پس از استراحت عازم‌ مقصد می‌شدند.یکی از استراحت‌گاه‌های آنان بر سر راهشان،مکانی‌ در نزدیکی چاه شماره یک نفت در مسجد سلیمان بود.این چاه در آن‌ زمان وجود خارجی نداشت و هنوز نفت در کشور ما استخراج نمی‌شد. کاروانیان در نزدیکی این چاه که سال‌ها بعد کشف شد،مستقر شده و هر نوبت یک تا دو روز در آنجا می‌ماندند و سپس به سفر خود ادامه‌ می‌دادند.

افراد کاروان در طول اقامت خود هر از گاه برای جمع‌آوری بوته،یا در جستجوی آب و احتمالا از سر کنجکاوی در اطراف محل استقرار کاروان گشت‌وگذاری می‌کردند،تا اینکه در همان نزدیکی،دره‌ای‌ موسوم به«دره خرسان»نظر آنها را جلب می‌کند.

این دره که هنوز هم وجود دارد،از این جهت به دره خرسان شهرت‌ داشته که مأمن و جایگاه خرس بوده و چه بسا،قافله‌سالاران برای مصون‌ بودن از حمله خرس‌های این دره،نگهبانانی را برای حفظ جان کاروانیان‌ می‌گماشتند.

یک روز تعدادی از افراد کاروان،تصمیم می‌گیرند،تا انتهای دره‌ پیش بروند و از اوضاع و احوال این مکان نامسکون که تا آن عهد شاید پای انسانی به آنجا نرسیده بود باخبر شوند.

پس از دقایقی پیاده‌روی در کنار صخره‌ها،توجه این افراد به چشمه‌ای‌ جوشان جلب می‌شود که از بالای دره دیده نمی‌شد.

زمانی که افراد به چشمه نزدیک می‌شوند،می‌بینند مایعی که از این‌ چشمه جاری می‌شود،مخلوطی از آب و ماده‌ای غلیظ و سیاه‌رنگ و بدبو است.به این صورت که آب در زیر و ماده سیاه‌رنگ روی آن،به طرف‌ سرازیری جاری بوده است.

در آن زمان افراد به هیچ وجه متوجه کشف بزرگ خود نمی‌شوند و پس‌از بازگشت موضوع را به اطلاع سایر کاروانیان می‌رسانند و یکی از افراد که آگاهی و تجربه بیشتر داشته،به آنها خبر می‌دهد که ممکن است‌ آن ماده سیاه‌رنگ قیر باشد!پدربزرگم تعریف می‌کرد،پیدایش نفت و قیر در ایران باستان در شاهنامه فردوسی توصیف شده و پیش‌از آن در عهد ساسانیان نیز از قیر در ساختن بناهای تاریخی،قیراندود کردن دیوارها، آتش‌بازی،افروختن آتش و جنگ‌ها استفاده می‌شد.آثار به جا مانده‌ تاریخی از وجود قیر در آن عهد،در شادروان‌های(سدهای)شوشتر دیده می‌شود و حتی بقایای یکی از سدها،موسوم به«بند قیر»در مسیر رودخانه کارون و در شوشتر وجود دارد.

در یکی دو سفر بعدی اجداد خانواده قیری،با کسب آگاهی بیشتر، تصمیم می‌گیرند،به جای تحمل رنج سفر و ضرر و زیان گاه‌به‌گاه‌ تجارت و برای مصون ماندن از حمله راهزنان و سایر مشکلات،در همین‌ محل اطراق کرده و از ماده سیاه‌رنگ چشمه«دره خرسان»بهره‌برداری‌ کنند.

به‌این‌ترتیب،با ایجاد آب‌بند کوچکی در مسیر چشمه خرسان، جریان عبور آب و نفت را متوقف می‌کنند،به‌طوری که برکه‌ای بزرگ‌ در آنجا ایجاد می‌شود.

به‌تدریج سرپناه موقت برپا می‌شود و ساکنان دره نامسکون،با استفاده از مشک‌هایی از پوست گوسفند،لایه رویی آب داخل برکه، (نفت خام)را با دست جدا کرده و بوسیله الاغ و استر به مسجد سلیمان‌ انتقال داده و به فروش می‌رساندند.البته نفت استحصال شده فوق العاده‌ غلیظ و سیاه‌رنگ بوده و فقط به مصرف سوخت می‌رسید و طبعا کسی‌ از اهمیت و ارزش مواد درون آن آگاهی نداشت.

اجداد من پس‌از رونق گرفتن کارشان درصدد برمی‌آیند تا از نفت‌ چشمه خرسان،قیر استخراج کنند.آنان بر اثر تجربه و کسب آگاهی از (به تصویر صفحه مراجعه شود) مردان کهنسال قبیله،اولین وسیله دست‌ساز تولید قیر را می‌سازند.

این وسیله یک دیگ استوانه‌ای شکل به ارتفاع 4 متر و قطر 2 متر مربع‌ بوده که در پایین بدنه آن حفره‌ای ایجاد کرده بودند.

این دیگ بزرگ را در نزدیکی برکه‌ای که گفته شد،بر روی اجاق‌ سنگی بزرگی مستقر کرده بودند و پس‌از مسدود کردن حفره آن با سنگ و آهن،داخل آن را تا اندازه‌ای پایین‌تر از لبه دیگ،پر از نفت خام‌ می‌کردند.

پس از آن،زیر دیگ را با استفاده از همان نفت خام روشن می‌کردند و آتش شدید به مدت یک هفته،مایع درون آن را گرم می‌کرد.

استادکاری که از دیگران تجربه بیشتری داشت،به‌طور مرتب و با استفاده از نی‌های بلند،میزان غلظت مایع را می‌سنجید و با اعلام اینکه‌ قیر رسیده است،تقریبا پس از یک هفته دستور می‌داد آن را تخلیه کنند. پس‌از یک هفته،آب و برخی دیگر از مواد درون دیگ تبخیر شده و باقیمانده آن به صورت قیری مذاب در داخل دیگ باقی می‌ماند.

بهره‌برداران بومی،در یک گروه 7 تا 8 نفره-درحالی‌که مایع قیر در حال جوشان و غلیان-بود-با ترفندهای ابتکاری خود،حفره بسته شده‌ پایین دیگ را باز کرده و قیر مذاب را در همان برکه تخلیه می‌کردند. به‌این‌ترتیب قیر مذاب پس از خنک شدن در آب به صورت لایه‌لایه‌ و خمیری شکل برداشت می‌شد و پس از سفت شدن،با همان وسایل‌ ابتدایی برای فروش به شوشتر و سایر شهرها از جمله مسجد سلیمان‌ انتقال می‌یافت.

از قیر چه استفاده‌ای می‌کردند؟

در آن زمان قیر،استفاده‌های متعددی داشت،از جمله تولید بوریا، جداسازی شلتوک از برنج،اندود کردن ساختمان،گرم کردن کوره‌های‌ صنعتگری و مصارف دیگر که به‌تدریج بر انواع آن اضافه می‌شد.

از سال‌های 1300 شمسی به بعد که گرفتن شناسنامه اجباری شد، وقتی که به مأموریت ثبت احوال مراجعه می‌شد،به مراجعه کنند که می‌گفتند:

چه فامیلی را می‌خواهی؟اکثر افراد که به‌طور عموم بی‌سواد بودند برای‌ این سؤال پاسخی نداشتند.سرانجام مأمور می‌پرسید چکاره‌ای؟و مثلا نام‌فامیل کسی که نجار بود،می‌شد؛نجارزاده،یا آهنگر بود می‌شد چلنگر و به‌همین‌ترتیب افراد نامگذاری می‌شدند.اجداد من هم گفته‌ بودند کار ما تهیه قیر است و به‌این‌ترتیب نام‌فامیل قیری به آنان داده‌ می‌شود.البته بعدها برخی از نوه‌ها و نوادگان تقاضای نام فامیل دیگری‌ را کردند که پدر من«مطهر»را انتخاب بود.

آیا اسنادی و شواهدی هم وجود دارد که خانواده شما قبل از کشف اولین چاه نفت در مسجد سلیمان از این منطقه قیر استخراج‌ می‌کردند؟

بله،ما یک سند تقریبا 100 ساله داریم که هنوز مهم معتبر است.این‌ سند قراردادی است که سادات قیری با دارسی بسته‌اند!

ماجرا به سال 1907 میلادی برمی‌گردد.براساس آنچه که از پیرمردهای‌ خانواده شنیده‌ام،زمانی که آنها در نزدیکی«چشمه خرسان»قیر می‌پختند و می‌فروختند،شخصی بنام دومورگان که فرانسوی و باستان‌شناس بود، به منطقه مسجدسلیمان می‌آید و از چندوچون قضیه آگاه می‌شود.

دومورگان پس‌از مشاهده چشمه جوشان نفت و آب در دره خرسان، موضوع را به آگاهی روسای خود می‌رساند و سرانجام پس‌از اتفاقاتی، انگلیسی‌ها که بوی نفت ا شنیده بودند وارد ماجرا می‌شوند.

نقل می‌کنند زمانی که دومورگان به مسجدسلیمان آمد،افرادی را دید که با لباس محلی نفت و قیر می‌فروشند!با کنجکاوی زیاد این مسأله‌ را دنبال کرد تا به دره خرسان رسید و از نزدیک شاهد چشمه جوشان‌ نفت و آب شد.

زمانی که نماینده دارسی به محل کار سادات قیری می‌آید،از آنها می‌خواهد تا در چند قدمی دره خرسان چاه نفتی بزند و مدعی می‌شود که با دولت قرارداد بسته است.

سادات قیری ابتدا رضایت نمی‌دهند و نماینده دارسی موضوع را با نمایندگان دولت مطرح می‌کند،بالاخره مقرر می‌شود تا رضایت افراد محلی به هر طریق جلب شود.

این قضیه منجر به انعقاد قراردادی بین سادات قیری و دارسی شد. براساس این قرارداد مقرر می‌شود،اگر چاه نفت دادرسی(چاه شماره‌ یک مسجدسلیمان)به نفت رسید،کمپانی دارسی،سالی 1000 من نفت‌ و 900 قران احمد شاهی(نقره)به سادات قیری بپردازد.

چه شد که خانواده سادات قیری با ویلیام‌دارسی روبه‌رو شدند؟

اوایل سال‌های 1901 به بعد که دارسی برای کشف نفت،امتیاز آن را از حکومت وقت دریافت کرد،(به نقل از پدربزرگم)،دارسی،مأموران‌ اکتشاف خود را به ناحیه مسجدسلیمان گسیل داشت.البته پیش از آن‌ هم برخی از گماردگان انگلیس از منطقه دیدن کرده بودند و می‌دانستند؛

افرادی در این محل از چشمه‌های طبیعی نفت بهره‌برداری می‌کنند!با چنین پیشینه‌ای رینولدوز نماینده دارسی و رئیس عملیات نفت ایران، در آن زمان به منطقه آمده و مطالعات اولیه را برای حفر چاه نفت آغاز می‌کند.

در همین ایام که سادات قیری سرگرم بهره‌برداری از چشمه‌های‌ جوشان نفت بودند،به این امر اعتراض کرده و یادآور می‌شوند که این‌ منطقه سرزمین آباء و اجدادی آنهاست و آنان نمی‌توانند به اکتشاف‌ دست بزنند.

مراتب این اختلاف،به کنسولگری انگلیس در اهواز و سپس به دولت‌ مرکزی گزارش می‌شود و حکومت وقت پیشنهاد می‌کند که انگلیسی‌ها زمین‌های مزبور را از سادات قیری اجاره کنند.

پس‌از شور و مشورت با بزرگان محلی و رحانیون آن زمان، قراردادی میان دو نفر از نمایندگان سادات قیری و نماینده دارسی منعقد و به مهر و امضای طرفین و شهود می‌رسد.

این قرارداد در چه سال منعقد شده و نسخه‌های اصلی آن‌ کجاست؟

نسخه اول این قرارداد،در سال 1907 یعنی درست یکسال قبل از به‌ نفت رسیدن چاه شماره یک مسجدسلیمان میان اجداد قیری و نماینده‌ دارسی به امضاء رسید.یک نسخه اصلی آن همراه با نسخه‌های تمدید شده(3 سال یک‌بار قرارداد تمدید می‌شده است)نزد خانواده قیری در صندوق امانات یکی از بانک‌های کشور نگهداری می‌شود.نسخه‌های‌ اصلی دیگر در اسناد شرکت ملی نفت ایران در اهواز و قطعا نسخه‌ای‌ هم نزد کارگزاران انگلیسی وجود دارد.

قرارداد«قیری-دارسی»و مفاد آن

یادآور می‌شود که به موجب ماده هشتم قرارداد،«رآس هر سه سال‌ دارسی می‌تواند این قرارداد را فسخ کرده و استفاده از نفت را در اختیار سادات قیری قرار دهد و ادعایی نداشته باشد».به معنای دیگر،چنانچه‌ این اقدام را انجام ندهد،یعنی قرارداد را تمدید نکند،قرارداد لغو خواهد شد.لیکن قرارداد سادات قیری با دارسی در اول اکتبر 1911 تمدید شده‌ و همچنان ادامه داشته و بعد از ملی شدن نفت نیز تمدید قرارداد میان‌ شرکت ملی نفت ایران و بازماندگان خانواده قیری اجرا شده که همچنان‌ برجاست.

موضوع قرارداد به‌طور خلاصه اجاره دادن زمین‌های موروثی قیری‌ به ویلیام‌دارسی است تا بتواند با استفاده از قرارداد منعقده خود با دولت‌ مرکزی،در آنجا دست به اکتشاف یا تداوم آن بزند.

مشخصات دیگر قرارداد

این قرارداد در تاریخ اول اکتبر 1907 به امضای طرفین رسیده‌ است.

اجاره‌دهندگان سید لطف اله ولد مرحوم سید کریم قیری و آقاسید آقایی‌ ولد مرحوم سید محمد قیری وکالتا از جانب سادات قیری هستند.

موجر(اجاره‌کننده)ویلیام‌دارسی و وکیل وی‌مسترجی.پی. رینلدسن آن را امضاء کرده است.

به‌طورکلی اثر 7 مهر و امضای طرفین،شامل مهر و امضای مجتهدین‌ شوشتر و کنسولگری انگلیس در اهواز در زیر و اطراف قرارداد،مشاهده‌ می‌شود که بعضی از آنها ناخوانا بوده و بر عهده متخصصان اسناد قدیمی‌ است که متون این مهرها و متن اصلی قرارداد و متون انگلیسی آن را مطالعه و به دقت آشکار کنند.

متون قرارداد

متن قرارداد،دارای هشت شرط است که هر کدام توضیح داده شده و در بخش‌های قابل خواندن آن نکات زیر به چشم می‌خورد؛

شرط اول:مسترجی.پی.رینلدسن وکیل دارسی،به نیابت از او متعهد شده است که در ارتباط با موضوع قرارداد،در ماه اکتبر هر سال‌ مقدار یک‌هزار و پانصد من شوشتر نفت و مقدار یک‌هزار و پانصد من‌ شوشتر قیر به نمایندگان سادات قیری تحول داده و نفت و قیر استخراج‌ شده خود را به هیچ‌وجه در شوشتر و دزفول نفروشد.

یادآور می‌شود،براساس اوزان و مقیاسات قدیم،هرمن شوشتر معادل 7 کیلوگرم امروز بوده است.علاوه بر نفت و قیر گفته شده در شرط دوم نمایندگان دارسی موظف هستند هر سال 150 تومان پول نقد نیز به موجر پرداخت کنند.

وکیل مستردارسی موظف است نفت مربوط در میدان نفتی منفتون‌ (نفتون)را هر کجا صلاح می‌داند،در یک حوض آهنی تسلیم نموده و مقدار قیر تعیین شده را منحصرا در شوشتر تحویل دهد.

همچنین در خصوص قیر طبیعی،خانواده قیری می‌توانند،سالی‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) دویست و پنجاه بار الاغ،که در حوالی چشمه‌های واقع در میدان«نفتون» پیدا می‌شود ف بدون قیمت(پرداخت هزینه)بردارند و کرایه حمل‌و نقل آن بر ذمه سادات است.

شرط پنجم:این ورقه به مهر و امضای محتبدین شوشتر مزین و به‌ این‌طور ختم گردید که دیگر هیچ اشکالی،نه شرعی و نه عرفی و نه‌ عرض و نه اسباب دردسری در میان آید.

شرط ششم:منافع این قرارداد به نماینده و یا رییس خاندان سادات‌ قیری که زیر قرارداد را امضاء کرده،تحویل داده شده و باید رسید به مهر و امضای او برسد.همچنین اگر کسی بخواهد به وکیل مستردارسی نامه‌ بنویسد،توسط کنسولگری محمره(خرمشهر)ارسال دارد.

شرط هفتم:این مقاوله نامه جاری خواهد ماند تا زمانی که امتیاز از جانب‌ اعلی حضرت همایونی(پادشاه قاجار)به جناب فخامت نصاب مسترویلیام‌ ناکس دارسی داده شده باقی است و مستردارسی را اختیار فسخ است.در مورد شرط هشتم نیز در ابتدای مقال توضیح داده شده است.

نقل از:مجله نفت پارس

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1391ساعت 5:50  توسط مسگر شوشتری  |